بیــاتــاجوانمـــــ

بیــاتــاجوانمـــــ

دارد زماטּ آمـدنـت دیر مےشود
دارد جواטּ سینــہ زنت پیر مےشود


♥ مهــــــــــــــــــدے ♥ علیه‌السلام



الل‏هم عجل لولِیڪ الفرج
بحق زینب ڪبرے سلام‌الله‌علیها

روزشمار محرم عاشورا

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر آیینی» ثبت شده است

۱۳
فروردين


نمیخواهم برنجانم دلت را بی سبب

امّا چگونه مرگ یک مادر چهل تن متهم دارد ؟

:((((




  • کنیز ملکه مدینه
۱۳
اسفند

 

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد



سیب‌ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را نمی‌دانم

در من انگار می‌شود تکرار


آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه



گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن

مرد گریه نمی‌کند پسرم



چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی‌تفاوت ما
ناله‌هایش فقط تماشا شد



صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه‌ای مشکی است


با خودم فکر می‌کنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است



شعر از سید حمیدرضا برقعی
عکس از استاد رضا


دریافت فایل
  • کنیز ملکه مدینه
folder98 facebook

آپلود عکسکد تغییر تصویر پس زمینه